غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
102
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
باب مهدى رضوان اللّه عليه استخراج نموده و از حديث هفتم كه از عبد اللّه بن عمر رضى اللّه عنهما روايت كرده چنان معلوم مىشود كه خروج آن جناب در قريهء خواهد بود كه آن را كرعه گويند و در اعلام الورى از امام جعفر عليه السّلام نقلست كه چون قائم رضوان اللّه عليه ظاهر شود پشت مبارك بر ديوار خانهء كعبه نهد و سيصد و سيزده مرد برو جمع گردند و اول كلامى كه امام عليه السّلام به آن ناطق گردد اين آيه باشد كه ( بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) بعد از آن بگويد كه منم بقية اللّه و خليفه او و حجت او بر شما پس سلام نكند برو مسلمانى مگر برينموجب كه ( السلام عليك يا بقية اللّه فى الارض ) و از مفضل بن عمر الجعفى روايت كردهاند كه گفت شنيدم از ابى عبد اللّه جعفر الصادق عليه السّلام كه ميگفت ( اذا اذن اللّه جل اسمه القايم فى الخروج صعد المنبر فدعاء الناس الى نفسه و تاشدهم اللّه و دعاهم الى حقه و ان يسير فيهم لسنة رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم و يعمل فيهم بعمله ) پس خداى تعالى برانگيزد جبرئيل را تا نزد او رود و فرود آيد جبرئيل در حطيم و بگويد قائم را كه بچهچيز ميخوانى پس قائم عليه السّلام خبر كند او را و بگويد جبرئيل من اول كسىام كه با تو بيعت ميكنم بگشاى دست خود را پس دست مبارك امام را مسح نمايد بعد از آن سيصد و سيزده مرد شرط مبايعت بجاى آورند و قائم عليه السّلام در مكه اقامت فرمايد تا وقتى كه عدد اصحاب آن جناب بده هزار رسد آنگاه از آنجا بمدينه رود و بروايتى از مدينه بنجف و كوفه شتابد و جبرئيل عليه السّلام بر دست راست و ميكائيل بر دست چپ او باشد با پنجهزار فرشته و در آن منزل شريف روز جمعه بر منبر برآمده زبان باداء خطبه بگشايد و از استماع آواز امام آنمقدار گريه بر فرق انام غلبه كند كه ندانند كه چه ميگويد و در جمعهء ثانيه بار ديگر خطبهء خوانده با مردم نماز جمعه بگذارد آنگاه بر پشت مرقد معطر امام حسين عليه السّلام نهرى حفر كرده آب بنجف آورد و بروايتى در پشت كوفه مسجدى بنا نمايد كه مبنى باشد بر هزار باب و اللّه اعلم بالصواب و نزد اكثر علماء شيعه بثبوت پيوسته كه منتظر عليه السّلام مانند داود پيغمبر بعلم خود در ميان معشر بشر حكم نموده از مدعى بينه طلب ندارد اما در مدت خلافتش اختلاف واقع است عبد الكريم الخثعمى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كند كه صاحب الزمان هفت سال سالك طريق خلافت و اقبال خواهد بود و ليكن مقدار هرسالى از آن سنوات برابر ده سال از سنوات متعارفه امتداد خواهد داشت و روايت ابو داود از هشام آنست كه قائم رضوان اللّه عليه نه سال بتمشيت امور ملك و ملت قيام خواهد نمود و قولى آنكه زمان ظهور آن جناب نوزده سال خواهد بود اما ايام و شهور آن اعوام چنانچه نوشته شد تطويل خواهد يافت و بعد از آن برياض قدس انتقال خواهد فرمود و العلم عند اللّه الودود ذكر بعضى از احاديث و اخبار كه دلالت دارد بر ظهور نسب آن امام عاليمقدار از ابو سعيد خدرى رضى اللّه عنه روايتست كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه